امان از غضنفرهای تاریخ ما!

حتما آن لطیفه معروف را شنیده اید که مربی تیم ایران در بازی با تیم آرژانتین وقتی می بیند که یکی از بازیکنان خودی پشت سر هم توپ را وارد دروازه خودمان می کند از بیرون زمین فریاد می زند که مارادونا را ول کنید، یکی غضنفر رو بگیره! حالا حکایت ماست...

چند ساعت قبل پیامکی دریافت کردم که حکایت از انصراف خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری داشت. خیلی آن را جدی نگرفتم تا اینکه دقایقی پیش اعلام انصراف رسمی او منتشر شد. آنگونه که معلوم است دیروز در دیدار میرحسین موسوی با خاتمی، میرحسین بر ادامه کاندیداتوری خود تاکید داشته است. آن از بیست سال ناز کردن و نیامدنش به صحنه به خصوص در سالهای 76 و 84 علی رغم اصرار فراوان اصلاح طلبان و این از حضورش به این صورت. 

مطابق نظر سنجی های مختلف خاتمی بالاترین آراء را آن هم با اختلاف زیاد از دیگر کاندیداها به خود اختصاص می داد. انصرافش برای عدم تشتت در آرای اصلاح طلبان نام او را به عنوان سیاستمداری اخلاق گرا برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد کرد. اما میر حسین با نحوۀ ورودش ضربه ای بزرگ را به اصلاحات وارد کرد. او  می توانست قبل از اعلام حضور خاتمی کاندیداتوری اش را اعلام کند. شاید این کار را نکرد تا مرزبندی خود را با اصلاح طلبان حفظ کند! به هرحال اگر با این اقدام موسوی نهایتا رییس جمهور فعلی بتواند یک دوره دیگر هم رییس جمهور بماند نام میرحسین قطعا به عنوان یکی از غضنفرهای تاریخ ایران برای همیشه در پاورقی تاریخ باقی خواهد ماند.

برادر عمر البشیر و مابقی قضایا!

هفته پیش عجب هفته بامزه ای بودها:

1- به دنبال صدور حکم جلب عمرالبشیر از سوی دیوان کیفری لاهه به اتهام جنایات جنگی و نسل کشی در دارفور سودان، فیلسوف و سیاستمدار برجسته معاصر حضرت آقای دکتر علی لاریجانی هول هولکی راه افتاد رفت سودان برای ابراز همدردی با آن برادر مبارز و خستگی ناپذیر (که البته از حامیان سرسخت برادر صدام حسین هم بود.)

2- این ماجرای لنگه کفش پرانی داره بیخ پیدا می کنه ها! باید به اون برادر بی تربیتی که در ارومیه لنگه کفش انداخت گفت که ای عزیز بی تمیز! گفتن لنگه کفش بنداز بورس تحصیلی بگیر! اما باید ببینی طرفت کیه. حالا حتما انتظار داری که دانشگاه هاروارد برای تقدیر و تشکر بهت بورس تحصیلی بده؟! حالا اگه جرات داری بیا جلو خودت رو نشون بده تا بفهمی که لنگه کفش پرانی یعنی چه! ای بی تربیت. ای عامل استکبار. ای بی فرهنگ! کفش برای پوشیدنه یا انداختن؟!!

3- خاتمی رفت شیراز تا در شاه چراغ سخنرانی کنه. اما این فرماندار دلسوز و فداکار شیراز که نگران ترافیک منطقه بود در یک اقدام انتحاری خودش رو انداخت جلوی ماشین خاتمی و ازش خواست که از این کار خودداری کنه...

4- روزنامه اعتماد ملی با سردبیری محمد قوچانی چه بالا و پایینی میپره که کروبی رو  حداقل هم تراز خاتمی نشون بده. طفلکی ها تازه دوزاریشون افتاده که خیلی از قافله عقب موندن! 

بوی باران، بوی بهار، همین...

هوای خوبی بود امروز تا ساعت 2 که دوباره آفتاب از لابلای ابرا سرک کشید و اوقات ما را تلخ نمود. خوب ما که از زمستون چیزی نفهمیدیم امسال. دیگه باید منتظر بهار باشیم تا ببینیم چه می شود. اما بهاری که زمستون رو پشت سر نداشته باشه خیلی نمی چسبه. باری کم کم باید بساط هفت سین رو آماده کنیم.

بوی باران بوی سبزه بوی خاک... به به!