دیشب رادیو خبری را نقل کرد که فلان مقام راه آهن به طور ناشناس سوار یکی از قطارهای واگذار شده به بخش خصوصی شده تا وضعیت سرویس دهی این قطار را خودش بررسی کند. بعد هم مصاحبه مستقیم و زنده ای را با این مقام انجام داد که در آن ایشان از وضعیت خدمات رسانی و تمیز نبودن ملحفه ها و غیره کلی اظهار ناخرسندی کرد. اینکه یک مقام و احتمالا بالاترین مقام یک سازمان مجبور باشد کارش را رها کند و برای بررسی وضعیت مجموعه تحت امرش شخصا وارد عمل شود نشان می دهد که یک جای کار حسابی عیب دارد. مگر سازمان راه آهن بازرس ندارد و کلی برای آنها هزینه نمی کند؟ پس چرا تا کنون این موارد را گزارش نکرده اند که خود مدیرعامل یا مقام بالای راه آهن مجبور باشد شخصا وارد عمل شود؟! این نمونه ای است کوچک از یک معضل اساسی در نظام اداری و مملکتداری ما. نمونه های بزرگترش را در آنچه به دیدارهای مردمی معروف شده می توان دید. اینکه می بینیم رییس جمهور یا رییس قوه قضاییه دیدارهای مردمی آن هم نه برای آشنا شدن با مشکلات عمومی مردم بلکه برای رتق و فتق مشکلات شخصی افراد با دستگاههای اداری و قضایی برگزار می کنند و به مدیران مجموعه خود هم تکلیف می کنند که چنین کنند، نشان می دهد سیستم اداری و قضایی بسیار ناکارآمد است و آقایان با در پیش گرفتن این شیوه و تبلیغ آن در واقع اذعان می کنند که از اصلاح و کارامد کردن آن عاجزند. در حالیکه:
۱- قطعا نه رییس جمهور و نه وزرا با چند دقیقه صحبت با مردم و با توجه به تنوع بسیار مشکلات آنها نمی توانند حتی به درستی مشکل آنان را متوجه شوند، چه رسد که آن را حل کنند. نهایت امر این است که دستوری را خطاب به مدیران میانی می نویسند و باز هم موضوع در پروسه معمول اداری قرار می گیرد.
۲- در مورد رییس قوه قضاییه مشکل دوچندان است. اکثر کسانی که به وی مراجعه می کنند برای حل مشکلی که در پرونده خود در مراجع قضایی دارند به ایشان متوسل می شوند. هرگونه دستوری از ناحیه ایشان خطاب به قضات و مقامات قضایی دخالت در امر قضا محسوب می شود و غیرقانونی است و موجب اخلال در روند دادرسی. از طرف دیگر مراجعه یک طرفه از سوی اصحاب دعوی به رییس قوه قضاییه موجب داوری و استنباط یک سویه وی از موضوع خواهد شد و مثل معروف را تداعی می کند که هرکس یک طرفه به قاضی رود، راضی باز می گردد.
۳- آقایان فکر می کنند که می شود مشکل ۷۵ میلیون ایرانی را به این صورت حل کرد. حال فرض کنید که فقط ۲۰٪ مردم (حدود ۱۵میلیون نفر) بخواهند در نوبت ملاقات حضوری مثلا با ریس قوه قضاییه یا رییس جمهور قرار بگیرند و ایشان هم بدون استثنا هر روز با ۵۰ نفر ملاقات و مشکل آنان را حل کنند ( که البته چنین چیزی محال است)، در این صورت ۸۲۱ سال زمان لازم است تا بشود به مشکلات همین تعداد از مردم رسیدگی کرد. تصور نمی کنم که خود آقایان از بی فایده بودن این شیوه بی اطلاع باشند و قطعا تبعات سوء آن را تا کنون دیده اند. بنابر این اصرار بر تداوم آن را باید به دلایلی دیگر مربوط دانست.
ضمناً عید سعید قربان مبارک باشد