از نکات بامزه در این عالم خاکی و در میان ما آدمیان این است که وقتی چیز خوبی را واقعا نداریم، حالا یا نمی توانیم داشته باشیم یا به مصلحت نیست که داشته باشیم، تلاش زیادی می‌کنیم که خلأ این نداشتن را با نمایش چیزهایی که به نوعی حاکی از داشتن آن چیز است پر کنیم. این ضرب المثل «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی» دقیقا همین نکته را می‌گوید. مثال: شما حتما در تلویزیون صحنه هایی از پارلمان های کشورهای اروپایی و امریکا را دیده اید. حتما دیده اید که چطور این همه آدم مهم در ساختمانی کهنه و کوچک و بدون امکانات آنچنانی، تنگ هم می نشینند و در باره مسائل خیلی مهم کشورشان تصمیم می گیرند. تا حالا هم نگفته اند که مثلا چون جایمان تنگ است نمی توانیم خوب فکر کنیم و تصمیم بگیریم و باید یک ساختمان دیگر با صندلی های راحت و آخرین امکانات روز مثل کامپیوتر و ... داشته باشیم تا قادر باشیم تصمیمات خوب بگیریم. اما از این طرف نگاه کنید به مجلس مثلاً... چین! چه عظمتی دارد ساختمانش و امکاناتش و قس علیهذا. اما این مجلس با این عظمت تا حالا توانسته چین را در افکار مردم جهان، کشوری دموکراتیک نشان دهد؟ خداییش توانسته؟!!