ماجرای پرتاب دلیرانه یک جفت لنگه کفش به طرف رییس جمهور امریکا خیلی سریع ابعاد جهانی پیدا کرد. تلویزیون های کشورهای عربی و همینطور تلویزیون خودمان بارها صحنه پرتاب کفش ها را نشان دادند و بعید نیست که به زودی نام این خبرنگار آذین بخش یکی از خیابانهای مهم پایتخت شود و در کنار نامهایی چون احمد قصیر، سلیمان خاطر، فتحی شقاقی، عماد مغنیه، خالد اسلامبولی و سیمون بولیوار قرار گیرد. بگذریم. نفس این کار و به خصوص پیامدهای بعدی آن یعنی حمایت وسیعی که به خصوص در کشورهای عربی از این خبرنگار به عمل آمد نشان می دهد که در حال حاضر امریکا و بخصوص بوش اصلا چهره مقبولی در جهان عرب ندارند و به همین دلیل هم پرتاب این کفش ها دل بسیاری را خنک کرده است. نشان می دهد که یک جای کار امریکا در حمله اش به عراق از نظر عربها حسابی ایراد داشته است. طبیعتا این همه کشتار آن هم از غیرنظامیان هزینه بسیار بالایی برای دفع شر صدام از عراق بوده است. از طرف دیگر معلوم می شود که در جریان حمله امریکا به عراق غرور ناسیونالیستی عربها حسابی لطمه دیده است و حالا کار این خبرنگار حکم مرهمی را دارد که بر زخم غرورشان نهاده می شود.

با همه اینها این نیز قابل تامل است که آیا در فقدان حمله امریکا وضع عراقیها بهتر از این بود که اکنون هست؟ همه می دانیم که مردم عراق در زمان صدام در سایه مرگ زندگی می کردند. کشتاری که صدام از عراقیان کرد کم نبود. وضع معیشتی آنها نیز در 10 ساله آخر حکومت صدام بسیار وخیم بود. آزادی نیز اصولا محلی از اعراب نداشت. کاری که این خبرنگار با بوش کرد در زمان صدام حتی تصورش هم ممکن نبود. اما اکنون حداکثر ریسکی که این خبرنگار دلاور عراقی کرده یکی دو سال زندان به جرم اهانت به مقام کشور خارجی است. تازه از قبل این کفشهای افسانه ای حسابی هم پولدار شده است. وکلای سابق صدام هم هیاتی صدنفره را برای دفاع از او تشکیل داده اند! دختر قهرمان دیگر عرب معمر قذافی هم به ایشان مدال اعطا فرموده و بقیه عربها هم در تدارک خدمتی به این فرزند خلق عرب هستند. خدا برایشان نگهش دارد.

راستی جهت اطلاع برادر این خبرنگار هم فرموده اند که از نظر معظم له فرقی بین ایران با امریکا وجود ندارد.