تاثیر و تاثر فرهنگها بر هم رو میشه از تبادلات زبانی اونها فهمید. فرهنگهای غالب زبان خود را هم همراه با عناصر فرهنگی خود به زبان فرهنگهای پذیرا وارد می کنند که البته امری است طبیعی. مطالعه مبادلات زبانی می تونه روشن کننده میزان تاثیر فرهنگهای مختلف بر هم و از هم باشه...

چند شب پیش داشتم در فرهنگ لانگمن نگاه می کردم لغاتی رو که در زبان انگلیسی ریشه پارسی دارند و البته تازه بعضیهاشون هم نه مستقیم بلکه با واسطه ی زبانهای دیگه وارد زبان انگلیسی شده اند. تعداد این لغات مطابق دیکشنری لانگمن 44 تا است که بیشترشون البته مربوط به دورانهای گذشته میشن و چند تایی شون هم تقریبا جدیدن و بر میگردن به 30 سال اخیر. بعضی از این واژه ها عبارتند از:

sugar: شکر

Spinach: اسفناج

Sherbet: همون شربت خودمون

Shawl: خوب شال دیگه

Shah: این هم همون شاه خودمون دیگه که دیگه نداریم الحمدلله و تازه از تو کتابای تاریخ هم برش داشتن. ببینین اصلش مال ماست!

pajamas: پیژامه، لباس رسمی ما ایرونیها تو مهمونیهای خودمونی!

mullah: ملا

mogul:مغول، ظاهرا ما به دنیا شناسوندیمشون! البته در انگلیسی به معنای کسی که قدرت و نفوذ زیادی در یه صنعت داره استعمال میشه!

chador:چادر

bazaar:بازار 

ayatollah:آیه الله که به تازگی به لغت انگلیسی اضافه کرده ایم

و بالاخره: aubergine: بادمجان محصول دلخواه ما ایرانیها که باهاش هزار جور غذا میشه درست کرد و انواع و اقسام حکایتها ازش تو فولکلورمون داریم.

خوب حالا ما با این همه دستاورد در فرهنگ جهانی یعنی نمی تونیم علوم انسانی خودمون رو داشته باشیم ونیازمند علوم انسانی غربیهای خدانشناس نباشیم که باعث اینهمه مشکل و دردسر برامون بشه؟ هان>!!!