سرانجام جلسه دفاع تشکیل شد و به میمنت و سلامتی در جلسه ای چالشی و سه ساعته از پایان نامه خود دفاع کردم. خودم از جلسه، از ارائه تز و دفاع از آن راضی بودم و حضار نیز می گفتند که خیلی خوب بود. موضوعی که انتخاب کرده بودم موضوعی بود بسیار مناقشه بر انگیز و نظریه ای که از آن دفاع کرده بودم و در واقع تزم را تشکیل می داد نیز بسیار مناقشه برانگیزتر. استاد مشاورم اصرار داشت که از نظر خود صرفنظر کنم و به عبارت دیگر نظر ایشان را مورد توجه قرار دهم که البته چنین چیزی برایم قابل قبول نبود. اصلا نظرش را نمی توانستم بپذیرم و بنا بر این آن را در رساله خود مورد نقد قرار دادم و رد کردم. او هم در جلسه دفاع کم نگذاشت و تا می توانست نظریه من را مورد ایراد قرار داد که عمده ایراداتش هم ایرادات نادرست بود و جوابش را دادم. منتظرم مقاله اش (که خودش می گوید بعد از دیدن رساله من آن را مورد بازنگری قرار داده!) در بیاید تا مقاله مفصلی هم در باره اش بنویسم. آخر نمی شود که هی از دیگران ایرادات بنی اسرائیلی بگیری و خودت نظر مکتوبی نداشته باشی تا بتوان حسابی از خجالتش در آمد!

به هرحال فرصت بیشتری دارم که این وبلاگ رو به روز کنم و فرصت بیشتری برای اینکه به وبلاگهای دوستان بیشتر سر بزنم...