اندر معنای امنیت!
در خبرها بود که پسری، دختر مورد علاقه اش را که به درخواست ازدواج او پاسخ منفی داده بود، تعقیب کرده، در انظار مردم به مدت ده دقیقه مورد اصابت چاقو قرار داده، لت و پارش کرده و پا به فرار گذاشته و البته بعد از این که چاقویش را رها کرده مورد تعقیب مردم قرار گرفته و توسط آنان دستگیر شده و پس از حضور پلیس تحویل آنان گردیده است.
در جامعه ما از این قبیل اقدامات و بدتر از آنها هم بسیار اتفاق می افتد. از اسیدپاشی تا تجاوزهای دسته جمعی تا ورود به استخر زنانه و گرفتن عکس و فیلم با خیال راحت و ...
قصد بررسی و تحلیل علل این رفتارها را نداریم. معلوم است که بروز چنین رفتارهایی نشانگر بیماری عمیق احتماعی است. اما این پرسش ابتدایی ذهن هر شنونده ای را آزار می دهد که پس امنیت اجتماعی که این همه از آن دم زده می شود کجاست و در چنین مواردی پلیس مشغول چه کاری است؟! مشغول خرد کردن دیش های ماهواره بر روی بام های مردم؟ مشغول مبارزه با بدحجابان و بد لباسان؟ مشغول ...؟! ظاهرا در درک و فهم ما و پلیس و حاکمان ما از مفهوم امنیت اجتماعی و اخلاقی تفاوت بسیار وجود دارد. ظاهرا پلیس ما برای انجام وظایفی مشخص آموزش دیده و می بیند...
+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 21:23 توسط پارسا
|
درخانه اگر کس است