آن شمع خاموش!
ای شمع خاموش!
ای بخت خفته!
ای مادرم ای بوستان رفته برباد
ای بلبل بی نغمه درچنگال پائیز!
ای مرغ عرشی کز پس عمری اسیری،
سوی خدا باخاطری شاد
پرواز کردی زین قفس، آزاد آزاد
جای تو خالی!
پنداشتی عشق تو را من بردم ازیاد؟!
نه... این فسانه است
هرگز فراموشت نخواهم کرد مادر!
*
تا سایه پرمهرمادربرسرم بود
ازآن همه لطف خدا آگه نبودم
فریادازین درد!
تا دیده را ازدیدن فرزند بربست
یکباره خالی شد وجودم
*
ای گرمی مهر!
ای مادرخوب!
خورشید ما بودی وچون مهتاب رفتی
ای شهرزاد قصه گوی خانه ی ما!
توخود ازین افسانه هادرخواب رفتی ...
درخانه اگر کس است