خیلی زود بعد از تمام کردن رمان گور به گور، خواندن رمان «ناطور دشت» از جِی. دی. سالینجر رمان‌نویس دیگر امریکایی را شروع کردم. البته برای دور ماندن از تبعات ممیّزی که روی چنین کتابهایی آنها را به شیر بی یال و دم و اشکم تبدیل می‌کند، از نسخه الکترونیکی اسکن شده از روی چاپ سال 1345 نشر مینا با ترجمه احمد کریمی استفاده کردم.

     نام داستان آدم را به این خیال می‌کشاند که داستان در محیطی روستایی و خارج از شهر و حول محور شخصیتی می‌چرخد که کارش یا دغدغه‌اش نگاهبانی از مزرعه و زمین و این چیزهاست. اما هنوز چند سطری از داستان را نخوانده، پی می‌بریم که تصورمان به کلی اشتباه بوده است. راوی که شخصیت اصلی داستان است نوجوانی است که در یک مدرسه شبانه‌روزی تحصیل می‌کرده و اکنون به خاطر مردود شدن در درسهایش اخراج شده و باید به خانه‌اش در نیویورک بازگردد. او نگران واکنش تند پدر و مادرش به اخراج خود از مدرسه است. بنا بر این می‌خواهد چند روزی صبر کند تا نامه مدیر مدرسه به دست آنها برسد و زمانی نزد آنان باز گردد که آبها تا حدودی از آسیاب افتاده باشد. این چند روز حاوی تجربیات بسیار او از جامعه شهری (نیویورک) است. او در روایت خود همه چیز و همه کس را به باد انتقاد می‌گیرد و اعتراض خود را به روابط انسانها و نحوه زیستن و سلوک آنها و آمال و آرزوهایشان بیان می‌دارد. اما در نهایت این آرمانگرایی تند او در گفتگوها و برخوردهای متقابل با خواهر خردسالش تعدیل می‌شود.

     اولین چیزی که در آغاز مطالعه این رمان برایم مطرح شد نامی است که مترجم به آن داده است. ناطور کلمه‌ای است عربی به معنای نگهبان مزرعه و دشت و .... در حالی‌که نام اصلی آن The catcher in the rye  است. این نام از قسمتی از داستان گرفته شده که راوی (که شخصیت اصلی قصه نیز هست) در پاسخ به خواهر خردسالش که می‌پرسد دوست دارد چه کاره شود آرزویش را حفاظت از بچه‌هایی که در یک مزرعه چاودار بازی می‌کنند که بالای یک پرتگاه واقع شده، بیان می‌کند. بنا بر این اگر مترجم عنوان «نگاهبان بچه‌ها» یا دست‌کم «نگاهبان مزرعه» را به ترجمه این رمان می‌داد شاید به نام اصلی و محتوای رمان نزدیک‌تر بود. جالب‌تر اینکه در ترجمه همین رمان که در دهه هفتاد توسط محمد نجفی  صورت گرفته همین عنوان مورد استفاده قرار گرفته با این تفاوت که «ناطور» به «ناتور» تغییر یافته است. در حالی که «ناتور» کلمه‌ای بی معنی است. شاید مترجم محترم تصور کرده‌اند همان‌طور که از نگارش «تهران» به جای «طهران» که در گذشته استفاده می‌شد می‌توان بهره برد از ناتور هم می‌توان به جای ناطور استفاده کرد!