مادرم
مادر گوهری است که تا وقتی داری اش نمی توانی قدر و ارزشش را دریابی. همچون ماهی در اقیانوس بیکران وجودش، عشقش و محبتش غوطه وری. تصور نبودنش را نمی کنی. فکر می کنی همیشه و تا ابد همین گونه خواهد بود. اصلا فرض دیگری برایت متصور نیست...
دیشب یلدا را با مادرم سپری کردیم. فردا در بیمارستان بستری میشود. اکنون دوست دارم لحظه لحظه های وجودش را همچون جرعه های شراب ناب با تمام وجودم بچشم و بنوشم. تنها آرزویم سلامتی اوست.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی ۱۳۸۷ ساعت 20:44 توسط پارسا
|
درخانه اگر کس است