مردی پوست هندوانه‌ای بر سر چوبی کرده بود و در حالی که آب از بینی اش سرازیر بود آن را به تندی چرخ می داد و خود نیز می‌دوید. عابری گفت: بینی پاک کن! مرد به پاسخ گفت: کو فرصت؟
حالا حکایت بعضی از ماهاست! (لطفاً به خودتون نگیرید)