چارهی دردش...
فیلسوفی را اسیر گرفتند. مردی خواست او را بخرد. از او پرسید: به چه درد میخوری؟ فیلسوف گفت: به درد آزادی. (محاضرات الادباء- راغب اصفهانی)
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۸۷ ساعت 1:30 توسط پارسا
|
درخانه اگر کس است