... آنگاه المیترا باز به سخن در آمد و گفت در باره زناشویی چه می گویی ای استاد؟
و او در پاسخ گفت:
شما همراه زاده شدید و تا ابد همراه خواهید بود
هنگامیکه بالهای سفید مرگ روزهاتان را پریشان میکنند همراه خواهید بود
آری شما در خاطر خاموش خداوند نیز همراه خواهید بود
اما در همراهی خود حد فاصل را نگهدارید
و بگذارید بادهای آسمان در میان شما به رقص درآیند
به یکدیگر مهر بورزید، اما از مهر بند مسازید:
بگذارید مهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روح شما
جام یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید
از نان خود به یکدیگر بدهید اما از یک گرده نان مخورید
با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید، ولی یکدیگر را تنها بگذارید
همانگونه که تارهای ساز تنها هستند... با آنکه از یک نغمه به ارتعاش در میایند
دل خود را به یکدیگر بدهید، اما نه برای نگاهداری
زیرا که تنها دست زندگی میتواند دلهایتان را نگهدارد
در کنار یکدیگر بایستید، اما نه تنگاتنگ 
زیرا که ستونهای معبد دور از هم ایستاده اند
 و درخت بلوط و درخت سرو در سایه هم نمی بالند

(جبران خلیل جبران- پیامبر- ترجمه نجف دریابندری)