تلویزیون فارسی BBC و چالش‏های پیش‏رو- نوشته: حسن بهشتی پور

آغازبه کارتلویزیون فارسی بی‏بی‏سی ازروزچهارشنبه 25 دی ماه 1387 رخداد مهمی درتاریخ رسانه های فارسی زبان به شمارمی‏رود اما این رسانه تازه قبل ازآغازبا چالش‏های شش گانه زیر روبرو است 
1-اعتبار، 
2-مشروعیت،
3-سیاستگزاری
4- دروازه‏بانی ،
5- برجسته‏سازی 
6-کمبود نیروهای انسانی 
چالش‏های شش گانه فوق را سرویس فارسی بی‏بی‏سی پیش از راه اندازی تا این حدعمیق وگسترده جدی نیافته بود زیرا تا به حال رسانه ای چنین تاثیرگذاردراختیارنداشت.
تلویزیون، رسانه ای است که همه اعضای خانواده را گرد هم می آورد و برخلاف رادیو، مطبوعات،اینترنت و کتاب که کم و بیش مخاطب را از دنیای اطراف جدا می سازد، تلویزیون رسانه ای سرد است که همگان را پای خود می نشاند. سرویس فارسی بی‏بی‏سی به خوبی می داند که با چنین رسانه ای دایره مخاطب سازی و نفوذ خود را در بین سه کشور فارسی زبان و همچنین فارسی زبان های ساکن دیگر کشورها گسترش می دهد و این خود به نوعی در کنار دو رسانه دیگرش ممکن است به اعتباری مضاعف منجر شود.
واقعیت این است که بی‏بی‏سی در ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است، سه دهه پیش رادیوی فارسی بی‏بی‏سی در ابتدای اوج گیری انقلاب که با سانسور مطبوعات همزمان بود تنها رسانه ای بود که برخی از وقایع روز را پوشش می داد، با این که در دوران کوتاه موسوم به بهار آزادی مطبوعات در ایران (که واقعا منحصر به همان بهار 1358 همراه با حملات گاه و بیگاه چماقداران به مطبوعات باقی ماند) از نقش و محبوبیت این رادیو کاسته شد،اما با آغاز دوران محدودیت درطول دوران جنگ و دهه شصت بار دیگر بسیاری از مردم به رادیوهای موج کوتاه خود پناه بردند.
به این ترتیب رادیو بی‏بی‏سی تقریبا تنها رادیویی باقی ماند که در هنگامه سانسور اخبار امکان دسترسی به برخی ازاخبارو گزارشهای روز از طریق آن میسر بود. اما این رادیو در اواسط دهه هفتاد با چالشی عمده روبرو شد، شیوه تولید، قالب و لحن برنامه هایش همسان با رشد جمعیت جوان کشور به پیش نرفت ودر مقایسه با پیشرفت مخاطبان فارسی زبان خود ، بسیار عقب ماند. در این دوران بی بی سی رادیویی شد برای بازنشستگان و میانسالان. ورود مطبوعات دوم خردادی و پدیداری فضای کم و بیش بهتر برای مطبوعات زیرنظر وابستگان به حاکمیت و رونق این گونه مطبوعات نیزمزید علت شد. 
شاید به همین خاطر بی‏بی‏سی دست به خانه تکانی زد و با وارد کردن نسلی جوان تر و سپردن سکان کشتی به دست آنها تلاش کرد که 65درصد ازجمعیت کشوری را که بطوربالقوه ازدست داده بود به نوعی جذب برنامه های خود سازد. امری که با آغاز به کارسایت فارسی ش به تدریج به اعتبارواهمیت آن افزود. در اوایل دهه 80 میزان شنوندگان ثابت رادیو فارسی بی‏بی‏سی در ایران براساس نظرسنجی ها حدود 5 درصد و میزان مخاطبان دائمی وب سایت ش بیش از پنجاه و پنج درصد از جمعیت 16 میلیون نفری کاربران اینترنت برآورد می شد.این میزان نفوذ حتی با ازراه رسیدن رقیب تازه یعنی رادیوی جوان پسند وتازه از راه رسیده چون رادیو فردا که با فرمت موسیقی+خبر آغاز به کار کرده بود نیز قابل مقایسه نبود.
با این حال فیلتر کردن سایت فارسی بی‏بی‏سی با وجود مذاکرات و رایزنی های فراوان ضربه سنگینی به شمارمخاطبان سایت فارسی بی‏بی‏سی وارد آورد و میزان مخاطبان آن را به حدود یک سوم از داخل ایران کاهش داد. با این همه سایت فارسی بی‏بی‏سی با حدود 14 میلیون صفحه بازدید شده هفتگی و حدود 20 میلیون بازدیدکننده ماهیانه که نزدیک به چهل درصد از آنها از داخل کشور هستند، همچنان پرطرفدارترین سایت خبری فارسی زبان در خارج از ایران باقی ماند.
پس از ورود تلویزیون عربی بی‏بی‏سی، راه برای پیگیری راه اندازی تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی هموارتر شد و سرانجام درسال 2006 با موافقت نهایی وزرات خارجه و تصویب بودجه سالیانه برای آن عملا کار تدارک آن آغاز شد.اما از همان آغاز چند چالش عمیق پیش روی برنامه ریزان و گردانندگان این تلویزیون قرار داشت: نیروی انسانی، تعامل با حکومت ایران و شیوه تولید.
گردانندگان تلویزیون و بخش فارسی بی‏بی‏سی به دلایلی که مجال بررسی آن در اینجا نیست و بخشی از آن به سرعت و استرس شدید کار تدارکات در کنار پیش بردن همزمان دو سرویس آن لاین و رادیو مربوط می شود ترجیح دادند دربرابر موانع و معضلات پیش رو از روش دور زدن یا "ویراژ دادن" بهره بگیرند.
از این رو برای نخستین باردرتاریخ هفتاد ساله خود تصمیم گرفتند حال که در برابر تلویزیون همه در معرض دید قرار دارند، کارکنان خود را بطور کامل (و بدون اسم مستعار) معرفی کنند تا دچار پلیس بازیهای تخیلی سایت های نه چندان خوشنام حکومتی نشوند.
دومین چالش پیش روی بی‏بی‏سی حکومت ایران بود، رایزنی های گسترده با مقامات و سفارت جمهوری اسلامی در اواخر سال 1386 کم کم به این باور دامن زد که دولت احمدی نژاد با فعالیت تلویزیون فارسی زبان مخالفتی ندارد. این باور به ویژه پس از سفر ریچارد سمبروک به ایران و سخنرانی ش در نهمین جشنواره بین المللی رادیو دراصفهان ورایزنی هایی که با مقامات جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، تقویت شد.
با این حال پی گیریهای سرویس جهانی بی‏بی‏سی برای ایجاد دفتر مستقل بخش فارسی در تهران با تعلل های وزارت ارشاد روبرو شد، اما درست در زمانی که بخشی از کارکنان بخش فارسی آماده می شدند تا به ساختمان تازه ساز برادکستنیگ هاس در نزدیکی آکسفورد استریت اسباب کشی کنند ناگهان با موضع گیری خبرگزاریهای فارس و ایرنا و روزنامه کیهان و متعاقب آن اعلامیه وزارت ارشاد و هشدار به روزنامه نگاران مبنی بر عدم همکاری با بی‏بی‏سی روبرو شدند که در عمل شائبه هر گونه تعامل، توافق یا مدارای علنی با دولت فعلی را از میان برد. در نتیجه تکلیف دروازه بانان روشن شد: دفتری در تهران در کار نخواهد بود، این بدان معناست که تلویزیون فارسی ناچار است محدود به گزارشهای دفتر بی بی سی در تهران و رسیدن گاه و بی گاه تکه فیلم هایی از ایران و یا همکاری گاه و بیگاه برخی از برنامه سازان و روزنامه نگاران کم سابقه تر که چندان در تیررس نیستند، بماند.
امری که از یک طرف سبب نگرانی مدیران این شبکه می شد و از سوی دیگر آنها را بیشتر به تولیدات دست دوم نزدیک تر می کرد، رویکردی که با تاکتیک "ویراژ" البته سازگارتر بود.
شیوه تولید، سومین چالشی بود که دست اندارکان بخش فارسی با آن روبرو بودند، نتایج نظرسنجی ها حاکی بود که اغلب مخاطبان ترجیح می دهند تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی در کنار برنامه های خبری و سیاسی حداقل نیمی از برنامه های خود را به برنامه های سرگرم کننده و فرهنگی وهنری اختصاص دهد امری که به دلایل گوناگون و از جمله نیاز به مخاطبان جوان تری که اعضای خانواده را پای برنامه های این شبکه تازه بنشانند، با استقبال روبرو شد.
از سوی دیگر تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با دو محدودیت دیگر روبرو بود: پرداخت تلویزیونی و فقدان ارتباط ارگانیک با ایران به عنوان مهم ترین پایگاه تولید برنامه.
با توجه به نوع نیروی انسانی حاضر و نیز محدودیتهای فنی موجود، این رسانه چاره ای ندارد جز آنکه برای تولید برنامه های متنوع و روتین خود به شرکت های تولیدی سفارش بدهد ، چیزی که تفاوت بارز این شبکه را با تقریبا همه شبکه های تلویزیونی فارسی زبان موجود نشان می دهد . در غیر این صورت برنامه های تلویزیونی این شبکه در بهترین حالت بدل به برنامه های تالک شوی صدای آمریکا خواهد شد که با وجود جنجالی بودن و پرداخت تلویزیونی به دلیل غلبه بیش از این حد این فرمت در طول برنامه ها و یکنواختی شدید آنها در کوتاه مدت، سبب دلزدگی و فرار مخاطب خواهد شد.
ازدیگرسو بی‏بی‏سی بازهم چاره ای ندارد جز آنکه بخش مهمی از برنامه های مستند، گزارشهای فرهنگی و اجتماعی و نیز کلیپ ها و فیلم های کوتاه خود را به بیرون سفارش بدهد، امری که به خودی خود هم سبب تعامل بیشتر با مخاطب و هم تنوع بی رقیب برنامه های آن خواهد شد.
در کنار این ها بی‏بی‏سی از دو پشتوانه بسیار موثر برخوردار است:
1- سیستم آموزشی درخشان 
2- پشتیبانی بی نظیر پوشش رسانه ای
همین دو مورد کافی ست که در صورت استفاده بهینه از آنها، این شبکه تلویزیونی تازه را درهمان ابتدا با استقبال مخاطبانی که گفته می شود در شهرهای بزرگ جمعیت آنها بالقوه به 60درصد ساکنان می رسد، روبرو سازد. 
با اینکه پروموی ابتدایی این شبکه مایوس کننده است ( مثلا نگاه کنید به نوع انتخاب تصاویر و تدوین شمارش معکوس بومی شده خبردراین شبکه واصل آن در بی‏بی‏سی) وازهم اکنون صدای برخی از منتقدان را درآورده است، اما این انتخاب را تا پیش از پخش یک ماهه نخست برنامه های این شبکه، تنها می توان نوعی کج سلیقگی و شتاب تلقی کرد تا کار نابلدی.
حتی اگر اشکالات ویدئوی آموزشی بخش فارسی را نیز نادیده بگیریم، به نظر می رسد که تا همین جا هم بی‏بی‏سی فارسی از 48 رقیب دیگر خود حداقل یک سر و گردن بالاتر است، هر چند که مقایسه شبکه ای با 140 کارمند و بودجه ای معادل پانزده میلیون پوند با شبکه های لس آنجلسی که بهترین برنامه های روی آنتن شان ویدئوکلیپ های خوانندگان غربی و لس آنجلسی ست، نادرست است.
برای من که سالهاست با بی‏بی‏سی از "دور، نزدیک ، بسیار نزدیک و بسیار دور" همراه بوده ام، آغاز به کارتلویزیون فارسی ش رخدادی خجسته به شمار می آید که طبعا تاثیر خود را بر فضای رسانه ای کشور و بازار آن خواهد گذاشت و به اعتقاد من به شرط استفاده بهینه از توانمندیها، فرصت ها و سیاست گزاریها و روش های بخردانه به سرعت می تواند عرصه رسانه های کشور را به ویژه در زمینه رسانه های تصویری به سمت حرفه ای تر شدن و تعاملی تر شدن پیش ببرد.
مسلما در این باره به عنوان یکی از کسانی که از آغاز پی‏گیر آن بوده ام، در فرصت های آتی خواهم نوشت و منتقدان دیگر نیز نقاط ضعف و قوت آن را زیر ذره بین قرار خواهند داد و به دروازه بانان این "نخستین تلویزیون حرفه ای" خارج از کشور فرصت بازنگری و مداقه در کار خود را خواهند داد، رابطه ای که در نهایت به تقویت فضای رسانه ای پارسی زبان خواهد انجامید و به بالندگی، چند صدایی و تکثرگرایی به هر روی یاری خواهد رساند.
جمع بندی :
راه‌اندازی شبکه‌ی تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی به دو دلیل برای فارسی‌زبان‌ها یک اتفاق مهم رسانه‌ای است:
1- شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبان سطح‌ پایین لوس‌آنجلسی و صدای آمریکا را از انحصار خارج می‌کند و ازاین به بعد فارسی‌زبان‌هایی که دوست دارند به منابع خارج از ایران دسترسی داشته باشند، مجبور نیستند سلامت روانی خود را پای این شبکه‌ها به مخاطره بیاندازند. 
2- صدا و سیمای ایران (و احتمالا تاجیکستان و افغانستان) که تا امروز به لطف نداشتن رقیب جدی و انحصارحکومتی با خیال راحت هرکاری دلشان می‌خواست می‌کردند مجبور می‌شوند کیفیت تولید و پخش برنامه‌های خود را بالاتر ببرند و نمک ایدئولوژیک‌اش را هم که دیگر به شوری زده است کم کنند. 
اما صرف‌نظر از این دو مورد بسیارمهم، نباید راه‌اندازی شبکه‌ی تلویزیونی فارسی زبان بی‌بی‌سی را «بیش از حد» بزرگ کرد و مطابق عادت همیشگی‌ ما ایرانی‌ها هیجان‌زده و ملتهب شد و یا اقدام به پرستش بی‌بی‌سی فارسی کرد!
فراموش نکنیم این شبکه‌ از کجا دارد پخش می‌شود، و بد نیست همان‌طور که نکات مثبت این تحول را در نظرداریم «همواره» نیم‌نگاهی هم به تاریخ داشته باشیم. تاریخ معاصر ایران (و کشورهایی مانند ایران) به ما می‌گوید در اعتماد بیش از حد کردن به رسانه‌های خارجی -حتی اگر بی‌بی‌سی باشد- محتاط باشیم:
یک رسانه‌ی فوق حرفه‌ای مانند بی‌بی‌سی، با جذابیت گرافیکی و صوتی عالی و همین‌طور تنوع و کیفیت بالای برنامه‌ها و حفظ بی‌طرفی «حرفه‌ای» در پوشش خبری وقایع روزمره، به سرعت اعتماد مخاطبان «تشنه‌ی ایرانی» را به خود جلب می‌کند. وقتی اعتمادها جلب شد و رسانه در عمق خانه‌ها و قلب‌ها نفوذ کرد، مخاطبان در برابر تزریق نامحسوس گرایش‌ها و خط‌دهی‌هایی که «لزوما» در راستای منافع مردم ایران نیستند آسیب‌پذیر می‌شوند.
بیشتر جوان‌ترها که بزرگ ‌شده‌ی دوران بعد ازانقلاب هستند، بی‌بی‌سی را به عنوان یک نام معتبر می‌شناسند. خود من اسم بی‌بی‌سی که می‌آید یاد برنامه‌های مستند شگفت‌انگیز علمی می‌افتم و یا سریال‌های داستانی یا تاریخی کم‌نظیر. اما فراموش نکنیم بی‌بی‌سی خبری با بی‌بی‌سی فیلم‌های مستند و یا بی‌بی‌سی سریال‌های تلویزیونی فرق می‌کند و باید قبول کنیم ، مهم‌ترین دلیل راه‌اندازی این شبکه‌ی تلویزیونی به زبان فارسی پوشش خبری/تحلیلی آن بوده نه این‌که خواسته باشند یک کانال تلویزیونی عالی پر از از فیلم‌های حیات وحش یا سریال داستانی به مردم ایران هدیه دهند.
خلاصه این‌که کانال فارسی بی‌بی‌سی بدون شک «حرفه‌ای» و ازنظرفنی کم ‌نقص ظاهر شد و آمدنش هم به آن دو دلیل که دربالا گفتم بسیارمهم است، اما کلام آخر آنکه اگرصدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اراده کند و هزار و یک جور محدودیت قدرتی وعقیدتی را که برگرده‌اش سنگینی می کند بردارد ، می‌تواند با بی بی سی و هر شبکه حرفه ای دیگر که تاسیس شود، به راحتی رقابت کند . مگر ما ایرانی ها چی کم داریم و تازه مگر دست اندر کاران بی بی سی فارسی ایرانی نیستند؟ 
باید گفت به جای سیاست تهدید و ایجاد محدودیت برای بی بی سی و دیگر رسانه ها بهتر است به سمت باز شدن بیشتر فضای رسانه های داخلی اعم از رادیو و تلویزیون و روزنامه ها پیش برویم مسئولین ایران باید توجه داشته باشند که به خاطر خلا رسانه‌ای در بین فارسی‌زبانان، این امکان وجود دارد که تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی به سرعت اعتبارومحبوبیت بسیاربالایی پیدا کند ودراین صورت تاثیرگذاری بر افکارعمومی مردم ایران ،افغانستان و تاجیکستان و بخشهای مهمی از ازبکستان مانند سمرقند و بخارا ، در راستای منافع انگلستان و متحدانش راحت‌تر می‌شود. امروز تقویت رسانه های داخلی و کم کردن محدودیتهای آنها و کمک به حرفه ای تر شدن هرچه بیشتر انها در راستای منافع ملی و در نتیجه خدمت به اتحاد ملی و امنیت ملی کشور است .
نقل از فوروم ایران- امریکا:http://www.iranamerica.com